ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

163

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كلمهء شانزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : نفاق المرء ذلَّة : دو رويى مرد خوارى اوست . شارح گويد : پيش از اين حقيقت نفاق و اين كه از چه كلمه اى مشتق است روشن شد ، امّا ذلَّت خوارى است كه همان ستم پذيرى و پاسخگويى به هر كسى مىباشد و نيز روشن شد كه ذلَّت طرف تفريط صفت عدالت است ، و مقصود از اين كلمه توضيح اين مطلب است كه نفاق از ذلَّت سرچشمه مىگيرد و توضيح آن اين است كه چون منافق از باورى به باور ديگرى خارج مىشود و وارد حالتى مىشود كه ورود در آن روا نيست خود دليل بر آن است كه نفس او در برابر چيزهاى خيالى كه بر آن وارد مىشود و پاسخ دادن به وسوسه هاى شيطانى شكستن خورده است بلكه در برابر هر چه از اين امور بر نفس او وارد مىشود مقهور مىباشد پس سبب مىشود كه در اعتقادات مخالف هم ترديد كند يك بار از اين عقيده و بار ديگر از عقيدهء ديگرى پيروى مىكند و اين معناى خوارى و پستى است ناگزير اين مطلب كه دورويى مرد از خوارى او نشأت مىگيرد صادق مىباشد و همچنين در نفس منافق اين صفت پست كه با آن از عدالت بيرون مىرود تحقّق مىيابد و موجب مىشود كه از پيمودن راه خير و گردن نهادن در برابر اسبابى كه خوشبختى جاويد مىآورد محروم باشد ، محقّقا منافقان در پايينترين طبقهء دوزخاند . ( 1 ) و در اين كلمه مجازى نيكوست در اين كه نام ذلَّت بر سبب آن اطلاق شده و اين از قويترين مناسبتهاى تشبيه مىباشد و لازمهء آن هشدار بر اين مطلب است كه قطع كردن ريشهء اين صفت پست به وسيله كوشش و رسيدن به مقامى بلند با دست يا بى به عدالت واجب است ، اين عدالت حدّ وسطى است تا آدمى از آلودگى اين صفت پست و آنچه لازمه آن است كه دورويى و غير آن مىباشد سالم بماند ، و توفيق از خداست . كلمهء هفدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : الجزع أتعب من الصبر . بى تابى دشوارتر از شكيبايى است . شارح گويد : جزع دردى روحانى است كه از تصوّر فقدان محبوب يا فوت شدن

--> ( 1 ) نسا ( 4 ) اوّل آيه 45 و آخر آن چنين است : * ( وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً ) * .